Alan Givens

Badge Number: #22-Z-22
زندگی نامه
الن گیونز در تاریخ ۱۳ آوریل ۲۰۰۳ در شهر هارلن (Harlan) ایالت کنتاکی (Kentucky) به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش در یک محیط نسبتاً معمولی گذشت، اما از همان سال‌های اول زندگی، علاقه زیادی به نظم، قانون و زندگی نظامی داشت. آلن از آن دسته بچه‌هایی نبود که همیشه دنبال دردسر باشند یا بخواهند خودش را به بقیه ثابت کنند. بیشتر ترجیح می‌داد کار خودش را انجام دهد و در مورد چیزهایی که برایش جالب بود، اطلاعات بیشتری پیدا کند. پدرش، ری‌لن گیونز (Raylan Givens)، یکی از افرادی بود که روی شخصیت آلن تأثیر گذاشت. با این حال، آلن هیچ‌وقت سعی نکرد زندگی خودش را دقیقاً مثل پدرش پیش ببرد. چیزی که از او یاد گرفت بیشتر مربوط به مسئولیت‌پذیری و برخورد با شرایط سخت بود. آلن از کودکی می‌دید که شغل در حوزه اجرای قانون (Law Enforcement) فقط یک عنوان یا لباس خاص نیست و کسی که وارد این کار می‌شود، باید مسئولیت تصمیم‌های خودش را قبول کند. آلن در دوران مدرسه بیشتر به فعالیت‌هایی علاقه داشت که نیاز به نظم و تمرکز داشتند. ورزش می‌کرد و سعی داشت آمادگی بدنی خوبی داشته باشد. در کنار آن، درباره نیروهای نظامی، تجهیزات، کشتی‌های جنگی و نحوه فعالیت نیروهای مختلف مطالعه می‌کرد. هرچه سنش بالاتر می‌رفت، علاقه‌اش به این موضوعات هم بیشتر می‌شد.

در سال‌های دبیرستان، تقریباً تصمیم خودش را گرفته بود. آلن قصد نداشت بعد از مدرسه وارد یک دانشگاه معمولی شود. برای خودش مسیر دیگری در نظر گرفته بود و می‌خواست وارد محیط نظامی شود. زندگی نظامی برایش فقط به خاطر لباس فرم یا تجهیزات جذاب نبود؛ چیزی که بیشتر توجهش را جلب می‌کرد، نظم، مسئولیت و کار تیمی بود. آلن دوست داشت در محیطی باشد که هر فرد وظیفه مشخصی داشته باشد و عملکرد یک نفر روی بقیه افراد هم تأثیر بگذارد. به همین دلیل، وقتی به سن قانونی رسید، تصمیم گرفت به صورت داوطلبانه وارد نیروی دریایی آمریکا (U.S. Navy) شود. شروع کار برای آلن ساده نبود. آموزش‌های اولیه فشار زیادی داشتند و شرایط با چیزی که قبل از ورود تصور کرده بود تفاوت زیادی داشت. تمرین‌های بدنی، آموزش‌های نظامی، رعایت قوانین، ساعت‌های طولانی و فشار ذهنی باعث شدند خیلی زود متوجه شود که زندگی نظامی فقط به علاقه داشتن به این حوزه خلاصه نمی‌شود. در هفته‌های اول، بدنش هنوز به آن حجم از تمرین عادت نکرده بود و بعضی روزها واقعاً خسته می‌شد. با این حال، تصمیمی برای کنار کشیدن نداشت. به مرور توانست خودش را با شرایط هماهنگ کند و یاد گرفت که نظم فقط به معنی انجام دادن دستورات نیست؛ بلکه یعنی حتی وقتی کسی بالای سر آدم نیست، وظیفه خودش را درست انجام دهد. بعد از پایان دوره آموزشی، آلن برای ادامه خدمت به ناو یو‌اس‌اس ناتان جیمز (USS Nathan James) منتقل شد. حضور در ناو برای او تجربه کاملاً متفاوتی بود. فضای زندگی محدود بود، ساعت‌های کاری طولانی بودند و بیشتر زمانش را در کنار افرادی می‌گذراند که از نظر شخصیت و تجربه با هم تفاوت زیادی داشتند. آلن در ابتدا بیشتر زمانش را صرف شناخت محیط جدید و یاد گرفتن وظایف خودش کرد. زندگی روی ناو فقط به انجام وظایف روزانه محدود نمی‌شد. او باید یاد می‌گرفت چطور در یک محیط بسته و شلوغ، برنامه کاری خودش را مدیریت کند و همزمان با افراد مختلف همکاری داشته باشد. در ماه‌های اول، شیفت‌های کاری و ساعت‌های نامنظم باعث می‌شد خستگی بخش عادی زندگی روزمره‌اش باشد. گاهی بعد از یک شیفت طولانی، زمان زیادی برای استراحت نداشت و مجبور بود دوباره خودش را برای وظیفه بعدی آماده کند. این شرایط باعث شد تحمل فشار و مدیریت انرژی را بهتر یاد بگیرد.

اوایل، عادت کردن به زندگی روی ناو برایش راحت نبود. دور بودن از خانواده و زندگی کردن در یک محیط نظامی برای مدت طولانی فشار خودش را داشت. اما آلن کم‌کم با شرایط کنار آمد و توانست خودش را با برنامه کاری و قوانین موجود هماهنگ کند. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که در این دوره یاد گرفت، کار تیمی بود. روی ناو، هیچ‌کس نمی‌توانست همیشه به تنهایی کارهایش را انجام دهد. هر فرد مسئول بخشی از کار بود و اگر کسی وظیفه خودش را درست انجام نمی‌داد، ممکن بود کار بقیه هم سخت‌تر شود. آلن به مرور متوجه شد که اعتماد بین افراد چیزی نیست که از روز اول وجود داشته باشد. باید در طول زمان و با عملکرد درست ساخته شود. به همین دلیل، سعی می‌کرد حتی در کارهای ساده هم وظیفه خودش را دقیق انجام دهد و اگر اشتباهی می‌کرد، آن را پنهان نکند. آلن در این مدت یاد گرفت که همیشه قرار نیست نظر خودش درست باشد. گاهی باید به افراد با تجربه‌تر گوش می‌داد و گاهی هم لازم بود مسئولیت تصمیم خودش را قبول کند. همین موضوع باعث شد شخصیتش نسبت به دوران نوجوانی خیلی پخته‌تر شود. در طول خدمت، آلن در تمرین‌های مختلف نظامی شرکت کرد. بخشی از این تمرین‌ها روی آمادگی جسمانی، بخشی روی کار تیمی و بخشی روی واکنش درست در شرایط غیرمنتظره تمرکز داشتند. او در این تمرین‌ها یاد گرفت که در شرایط فشار، قبل از واکنش سریع ابتدا شرایط را بررسی کند. هرچه مدت بیشتری در نیروی دریایی می‌ماند، وظایفش برایش جدی‌تر می‌شد. آلن دیگر مثل ماه‌های اول فقط به دنبال این نبود که خودش را با محیط هماهنگ کند. او به مرور مسئولیت‌های بیشتری را قبول کرد و یاد گرفت که دیگران نیز به عملکرد او وابسته هستند.
بعضی از روزها شرایط کاملاً عادی بود و بیشتر زمان صرف انجام وظایف روزمره، نگهداری تجهیزات، تمرین و شیفت‌های کاری می‌شد. اما همین روزهای عادی بخش بزرگی از تجربه آلن را ساختند. او فهمید که بخش اصلی یک کار حرفه‌ای همیشه اتفاقات بزرگ و هیجان‌انگیز نیست؛ بیشتر اوقات، کیفیت کار به این بستگی دارد که فرد بتواند کارهای معمولی را هم درست انجام دهد. در طول این مدت، اتفاقات مختلفی هم برایش افتاد که بیشتر جنبه تجربه داشتند تا اتفاقات بزرگ و غیرواقعی. بعضی مواقع خستگی باعث می‌شد انجام یک کار ساده سخت‌تر شود و بعضی مواقع اختلاف نظر بین افراد باعث ایجاد تنش در تیم می‌شد. آلن یاد گرفت در چنین شرایطی به جای واکنش سریع، اول شرایط را بررسی کند. یکی از چیزهایی که در دوران خدمت بیشتر در شخصیتش شکل گرفت، کنترل احساسات بود. آلن فهمید که در شرایط سخت همیشه نمی‌توان احساسات را کنار گذاشت، اما می‌توان اجازه نداد که عصبانیت یا فشار باعث تصمیم اشتباه شود. او همچنین یاد گرفت که زنجیره فرماندهی (Chain of Command) فقط برای حفظ نظم نیست. وقتی مسئولیتی به یک فرد داده می‌شود، باید مشخص باشد چه کسی مسئول تصمیم نهایی است و هر فرد باید بداند چه زمانی باید دستور را اجرا کند و چه زمانی لازم است موضوعی را به فرد بالاتر گزارش دهد. با گذشت زمان، آلن اعتماد بیشتری به توانایی‌های خودش پیدا کرد، اما این اعتماد باعث نشد تصور کند همه چیز را می‌داند. برعکس، تجربه نیروی دریایی باعث شد بیشتر به یادگیری از افراد باتجربه اهمیت بدهد. دوران خدمت طولانی‌تر از چیزی شد که آلن در ابتدا تصور می‌کرد. چندین سال از زندگی او در نیروی دریایی گذشت و بخش قابل توجهی از جوانی‌اش را در همان محیط سپری کرد. این سال‌ها باعث شد نظم شخصی، آمادگی بدنی، تحمل فشار، کار تیمی و مسئولیت‌پذیری به بخش ثابتی از شخصیت او تبدیل شوند. بعد از پایان دوره خدمتش در نیروی دریایی (U.S. Navy)، آلن تصمیم گرفت وارد حوزه اجرای قانون (Law Enforcement) شود. این تصمیم برایش ناگهانی نبود. علاقه‌ای که از کودکی به این حوزه داشت، حالا با تجربه‌ای که از محیط نظامی به دست آورده بود، جدی‌تر شده بود.
او به کنتاکی برگشت و فعالیت خودش را در اداره مارشال‌های کنتاکی (Kentucky U.S. Marshals Office) شروع کرد. تجربه‌ای که از نیروی دریایی به دست آورده بود، در این مرحله برایش بسیار مفید بود. او از قبل با مفهوم زنجیره فرماندهی (Chain of Command)، کار تیمی، رعایت دستورالعمل‌ها و مسئولیت‌پذیری آشنا بود؛ اما فعالیت در حوزه اجرای قانون به او نشان داد که کار با مردم و پرونده‌های واقعی پیچیدگی‌های خودش را دارد. در طول یک سال فعالیت در اداره مارشال‌های کنتاکی (Kentucky U.S. Marshals Office)، آلن با وظایف مختلف این سازمان آشنا شد. او در فعالیت‌هایی مانند انتقال افراد تحت تعقیب، همکاری با سازمان‌های مختلف، مسائل مربوط به دادگاه و وظایف عملیاتی مربوط به مارشال‌ها تجربه کسب کرد. یک سال فعالیت در اداره مارشال‌های کنتاکی (Kentucky U.S. Marshals Office) باعث شد دید آلن نسبت به اجرای قانون گسترده‌تر شود. او متوجه شد بخش زیادی از این شغل برخلاف چیزی که مردم از بیرون می‌بینند، مربوط به دقت، صبر و انجام درست مراحل قانونی است. در این مدت، آلن بیشتر روی جزئیات کار حساس شد. یاد گرفت که یک گزارش ناقص، یک اشتباه کوچک یا حتی بی‌دقتی در یک کار ساده می‌تواند روی ادامه یک پرونده یا مأموریت تأثیر بگذارد.

بعد از یک سال، آلن تصمیم گرفت برای تجربه یک محیط جدید، به ایالت مونتانا (Montana) منتقل شود و کار خودش را در اداره مارشال‌های مونتانا (Montana U.S. Marshals Office) ادامه دهد. محیط جدید برایش تفاوت زیادی با کنتاکی داشت. افراد جدید، شرایط کاری متفاوت و سبک زندگی متفاوت باعث شد دوباره مجبور شود خودش را با محیط هماهنگ کند. آلن در شروع کار بیشتر سعی کرد گوش بدهد و یاد بگیرد تا اینکه بخواهد خودش را به دیگران ثابت کند. در طول یک سال خدمت در اداره مارشال‌های مونتانا (Montana U.S. Marshals Office)، تجربه بیشتری در همکاری بین سازمانی (Interagency Cooperation) به دست آورد. در بعضی مأموریت‌ها مجبور بود با نیروهای سازمان‌های دیگر همکاری کند و همین موضوع به او نشان داد که ارتباط درست بین نیروها تا چه اندازه می‌تواند روی نتیجه یک مأموریت تأثیر داشته باشد. آلن در این دوره به یک نتیجه مشخص رسید؛ در کار اجرای قانون، قابل اعتماد بودن از هر چیزی مهم‌تر است. برایش مهم نبود همیشه بالاترین رتبه را داشته باشد یا همه افراد او را بشناسند. ترجیح می‌داد وقتی مسئولیتی به او داده می‌شود، افراد بتوانند روی انجام درست آن حساب کنند. بعد از چند سال فعالیت در حوزه نظامی و اجرای قانون، آلن احساس کرد زمان آن رسیده که تغییر بزرگی در زندگی خودش ایجاد کند. او سال‌های زیادی را در کنتاکی گذرانده بود و بعد از آن هم مدتی در مونتانا زندگی و کار کرده بود. تجربه‌های کاری‌اش باعث شده بود نگاهش نسبت به آینده تغییر کند و احساس کند برای ادامه مسیر به محیط جدیدی نیاز دارد. به همین دلیل تصمیم گرفت کنتاکی و مونتانا را پشت سر بگذارد و به  لس‌سانتوس (Los Santos) مهاجرت کند.
برای آلن، رفتن به لس‌سانتوس فقط یک جابه‌جایی ساده نبود. او می‌خواست زندگی جدیدی را از صفر شروع کند و برای مدتی خودش را از محیط‌هایی که سال‌ها در آن‌ها کار کرده بود دور کند. با این حال، قرار نبود گذشته خودش را فراموش کند. تجربه‌هایی که در نیروی دریایی (U.S. Navy)، اداره مارشال‌های کنتاکی (Kentucky U.S. Marshals Office) و اداره مارشال‌های مونتانا (Montana U.S. Marshals Office) به دست آورده بود، بخشی از شخصیت او شده بودند.
آلن می‌دانست که سابقه کاری‌اش می‌تواند در آینده برایش مفید باشد، اما قصد نداشت صرفاً به خاطر گذشته‌اش انتظار داشته باشد در لس‌سانتوس همه چیز برایش آماده باشد. او به خوبی می‌دانست که هر سازمان قوانین و روش کاری خودش را دارد و اگر قرار باشد دوباره وارد اجرای قانون شود، باید بتواند خودش را با محیط جدید هماهنگ کند. قبل از ترک مونتانا، وسایل شخصی و مدارک کاری خودش را جمع کرد و برای رفتن آماده شد. چیز زیادی همراهش نبود. چند وسیله شخصی، لباس‌ها و وسایلی که در طول سال‌های خدمت برایش باقی مانده بودند. وقتی به لس‌سانتوس رسید، هنوز هیچ نشان یا جایگاهی در هیچ سازمان اجرای قانونی نداشت. او فقط آلن گیونز بود؛ فردی که چند سال سابقه نظامی و اجرای قانون داشت و حالا تصمیم گرفته بود زندگی خودش را از یک نقطه جدید شروع کند.
آلن هنوز نمی‌دانست در لس‌سانتوس قرار است دقیقاً چه مسیری را انتخاب کند. فقط می‌دانست اگر دوباره وارد حوزه اجرای قانون شود، این بار می‌خواهد جایگاه خودش را از ابتدا و با عملکرد خودش به دست بیاورد. او گذشته‌اش را با خودش آورده بود، اما قرار نبود آینده‌اش را بر اساس آنچه قبلاً به دست آورده بود بسازد. ورود آلن گیونز به لس‌سانتوس، در واقع شروع مرحله جدیدی از زندگی او بود؛ مرحله‌ای که قرار بود مسیر بعدی زندگی و حرفه‌اش را مشخص کند.

تاریخچه فعالیت

Divisions

Position

رزومه و تاریخچه

 

TBDTBD۲۰۲۵

Career

اطلاعات به زودی بارگزاری خواهد شد.


 

    Our Core values are professionalism at all times. Integrity to do what is right. Service to the community, preparedness, to treat people with dignity and respect. The belief that every life is valuable, and loyalty to the community and the department. Personal courage, and dedication to each other through leadership and accountability

    Address:

    Mission Row, Los Santos, SA

    تلفن:

    9092301209 1+

    Mail:

    info@saleu.ir